جمال الدين محمد الخوانساري
261
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بگذارد البتة به كند وخطا نكند ، و « گرم كردست تمغاهاى خود را » يعنى هميشه آنها را گرم دارد كه هر كه را بايد كه داغ كند ، و « مىگذارد آن را » يعنى تمغا را يا هر يك از مرهم وتمغا را در جائى كه محتاج بآن باشد مثل دلهائى كه كور باشند از ديدن حق ، وگوشهائى كه كر باشند از شنيدن آن ، وزبانهائى كه كنگ باشند از گفتن آن ، و « از پى مىرود بدواى خود » يعنى تتبع ميكند از براي دواى خود جايگاههاى غفلت وبىخبرى را ، پس هر جائى را كه چنين يافت دواى خود را كار مىبرد در آنجا ، وهمچنين « مواضع حيرت را » پس هر كه را كه حيران يافت معالجه مىنمايد ومراد به « جايگاههاى غفلت » آناناند كه غافلاند وخبري از راه راست ندارند وأصلا بفكر اين هم نيفتادهاند كه راه راستى ميباشد يا نمىباشد ؟ وبه « مواضع حيرت » آنان كه بفكر آن افتاده باشند وحيران باشند وندانند كه راه راست كدام راه است ؟ وسؤال كرده شد آن حضرت عليه السّلام از قدر يعنى از قدر حق تعالى ومعنى آن ، پس فرمود آن حضرت عليه السّلام : 6034 طريق مظلم فلا تسلكوه ، وبحر عميق فلا تلجوه ، وسرّ اللّه سبحانه فلا تتكلّفوه . راهى است تاريك ، پس مرويد بآن راه ، ودريائى است عميق ، پس داخل مشويد در آن ، وسرّ خداى سبحانه است ، پس مگذاريد بر خود كلفت آن را . چون در أحاديث بسيار وارد شده بلكه ميانهء أكثر أهل ملل مشهورست كه : هيچ چيز واقع نمىشود مگر بقضا وقدر حق تعالى پس اگر قدرى سخن در تحقيق مراد از آن گفته شود بعد از آن متوجّه شرح اين فقرهء مباركه شويم مىتواند بود خصوصا اين كه از بعضي أحاديث ظاهر مىشود كه ايمان بقدر ضرور است چنانكه روايت شده از حضوت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه وآله كه فرموده : تا كسى ايمان